السيد الطباطبائي

467

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

ارسطو : پيش تر هم اشاره شد كه اولا خداى ارسطو اساساً « كار » ندارد ، فاعل نيست ، موجَب و بدون اراده و بدون اختيار است . به خلاف فرمايش امام خمينى ( قدس سرّه ) كه خطاب به كارگران گفت : خدا خود كارگر است . ثانياً : ارسطو همين كار بى اراده و بى اختيار خدا را نيز به سيستم لوله كشى شد علّت و معلول ، محدود كرده است كه جريان « خلق » است . خداى ارسطو از كار امرى و ايجاد و احداث ، عاجز است . و خداى عاجز ، خدا نيست . ارسطوئيان مسلمان پيش از آن كه درباره « آيا قرآن مخلوق است يا نه » بحث كنند ، بايد درباره « آيا قانون علّت معلول مخلوق است يا نه » بحث كنند تا براى شان روشن شود ؛ اين قانون كه خود مُحدَث و پديده است نمى تواند شامل به وجود آورند خود شود و او را و قدرت او را به نظام لوله كشى شد علت و معلول ، محدود و منحصر كند . آفرينند اين قانون مىتواند بدون آن نيز ، كار كند ، كه كار امرى است نه خلقىِ علّى معلولى . آن كدام دليل عقلى است كه از قانون علّت و معلول طنابى درست كرده و دست قدرت خدا را با آن محكم بسته است - ! ؟ ! آيا خداوند قانون علّت و معلول را آفريده و مانند دستبند كلانترى ها بر دستان قدرت خود بسته است ! ؟ ! . برگرديم به بحث دربار قرآن : خود قرآن ، خودش را مُحدَث مىداند ؛ « ما يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ إِلَّا اسْتَمَعُوهُ وَ هُمْ يَلْعَبُونَ « 1 » » و « وَ ما يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنَ الرَّحْمنِ مُحْدَثٍ إِلَّا كانُوا عَنْهُ مُعْرِضِينَ « 2 » » .

--> ( 1 ) - آيه 2 سوره انبياء . ( 2 ) - آيه 5 سوره شعراء .